دوست واقعی من باش نه پیشی ملوس من...

 

ایا تا حالا به این موضوع فکر کردین که چرا  از بین این همه حیوون توی دنیا  وقتی می خوان به یکی بگن قدر نشناس می گن گربه صفت...  از بچه گی  واسم سوال بود چطور یه انسان می تونه عین گربه باشه...  اخه به نظرم گربه خیلی ملوسه... یادمه توو دوره دبیرستان یه گربه داشتم که از بچگی نگهش داشته بودم کلی بهش می رسیدمو دوسش داشتم اون هر وقت منو  میدید یا صدامو میشنید  با سرعت زیادی از دیوار حیاط میومد توی بغلم... تا اینکه بعد یه سال یه روز فهمیدم هم زمان با من این گربه یه صاحب دیگه هم داره و اون دختر همسا یه مون بود..!!!

شاید باورتون نشه اما این گربه ناقلای من 2بار صبحونه  2بار ناهار  و 2بار شام می خورد   و اون وقتایی که من خونه نبودم  توی بغل دختر همسایه مون خواب بود.. تازه شبا هم معلوم نبود با کیه و تا صبح کجاست...خیلی شوکه شدم وقتی دیدم دختر همسایمون به گربه ی من میگه هانی و اونو گربه خودش می دونه ...اخه اون اکثر وقتا که خونه بودم با من بود...تازه فهمیدم که اون ناقلا چجوری با اون مظلوم نمایی گولم میزدو از 2جا  حمایت می شد....

حالا کم کم فهمیدم جریان این گربه صفتی چیه...

ادمای ناز و دوست داشتی وجود  دارن که تنها حسنشون  ناز و اداشونه..و ما با دیدن اون ادما و بودن باهاشون احساس  خوبی داریم   اما این تا زمانیه که که اون سود و منفعتی که از  دید اون شخص براشون داریم وجود داره ... و معمولا با کوچک ترین کم و کاستی از ما  اون فرد نازو  خوش صحبت  ...هم صحبت و رفیق یکی دیگه میشه دیگه حتی جواب  اس ام اس  هم نمیده..چشمک

 اینی که گفتم توی روابط 2 تا خانم با هم یا 2تا  اقا  یا  یه خانم با یه اقا  با هم دیده میشه..

وقتی بیشتر فکر میکنم میبینم واقعا  ادما گاهی مثل گربه ناقولای من میشن..  در ظاهر نازو ملوس و ارومن  ...  اما به نظر من تو روابط انسانها هم  مثل  کاری که گربه من انجام میداد  و من فهمیدم... زمان بهترین چیز واسه شناخت ادماست..

 پس  توی هر رابطه ای که قرار دارین  به خودتون واسه شناخت افراد زمان بدین.. بذارین ببینیم توی شرایط مختلف  ادما چه عکس العملایی نشون میدن...توی سختی..توی بیماری...توی سرما  گرما.. توو  شادی  توو غم ...توو  بی پولی.. توو  ثروت...   واقعا ارزششو داره ببینیم  رابطمون چقدر محکم و واقعیه...

 اینایی که گفتم فقط واسه  2 نفر که می خوان با هم ازدواج کنن نیست  می تونه واسه تموم روابطمون ازش استفاده کنیم...

 

/ 1 نظر / 18 بازدید
سمی

واقعا راست میگی من یه دوست دارم که یه روز با دوست پسرم رفتم بیرون و اونو هم بردم.با اینکه از کاردوست پسر خودم ناراحت شدم از رفتار دوستمم ناراحت شدم چون دوست خودم چندتایی دوست پسر داشت و نیازی به این نبود که به دوست پسراش اضافه کنه.و میدید که من با اون پسر دوستم ولی وقتی به هم شماره دادن و الان با هم رابطه دارن از انتخاب خودم واسه هر دوشون به عنوان دوست پشیمون شدم.حالا اون پسر بود و هوسران کسی هم نبود که به پای هم بمونیم ولی از دوست خودم بیشتر ناراحتم چون اون هیچوقت دوست پسراشا نمیاره من ببینمشون فقط درموردشون حرف میزنه ولی از اعتمادی که بهش کردم سو استفاده برد و این باعث شد که رابطم را باهاش بهم بزنم. نه بخاطر اینکه با دوست پسرم دوست شده نه، بلکه بخاطر اینکه از اعتماد من سو استفاده کرده و اینکه منو احمق فرض کرده که بهم میگه چیزی بینشون نیست و هم اینکه دختریه که با باد اینورو اونور میره....