نامه ای از یک فرشته ( بر اساس مقاله دکتر دورین ویرچو)

 

 

 

اگر شما با قلبی گشاده به ما گوش سپارید، ما آنچنان هم برای شنیده شدن مشکل نیستیم.

 بیشتر وقتها ما نزدیکتر از آن به شماییم که تصورش را بکنید.

 یک نجوا، یک فکر، تنها علائمی از شما هستند که ما به آن نیاز داریم تا ارتباطمان را با شما آغاز کنیم.

 ما برای هر آنچه شما در این کره خاکی بنام زمین تجربه می کنید، احترام زیادی قائلیم.

 ما هرگز در جست و جوی این نیستیم که در زندگی شما دخالت بی مورد کنیم.

 تنها می خواهیم موهبت های اشراق و فراست و راه های نگرش تازه به خود را برایتان به ارمغان آوریم."

هر کسی قادر به شنیدن صدای فرشتگان نیست. خیلی از مردم پیامهای عمیق و قابل تأملی را  

از طریق ابزارهای غیر کلامی مانند دیدن ها،احساسات  یا

افکارشان دریافت می کنند.

 


شنیدن صدای خدا و فرشتگان را "غیب شنوی" می نامیم.

 

صدای آنها ممکن است مانند صدای خودتان یا شاید طور دیگری باشد. می تواند از بدن شما نشئت بگیرد یا از افکارتان یا بنظر برسد که سرچشمه آن از بیرون سرتان است.

 

 وقتی فرشته ای به من اخطار داد که ماشینم دزدیده خواهد شد، انگار که صدای او را که از میان لوله دستمال کاغذی با من صحبت می کرد می شنیدم.

 

 یک ساعت بعد وقتی که متوجه شدم فردی را که به عنوان مسافر سوار کرده ام در اصل یک سارق اتومبیل هست، همان فرشته از درونم دستورات لازم برای حفط جانم را به من دیکته کرد.

 

 به هنگام نوشتن کتابم نیز با عنوان "فرشته درمانی یا

angel therapy " احساس می کردم که فرشتگان از درون و بیرون به کمک من آمده اند.

امکان دارد شما صدای ضعیفی را بشنوید و از خود بپرسید که آن صدا چه بود. در این مواقع پا پیش گذاشته و از فرشتگان بخواهید که پیامشان را دوباره تکرار کنند.

 به آنها بگویید : "یک ذره بلندتر لطفاً!". آنها از اشتیاق شما برای شنیدن پیامشان تشکر می کنند و آنها را روشن تر و قابل فهم تر بیان می کنند.

شاید اول فکر کنید که صداها بدلیل تخیلات شما و ناشی از افکار مشتاق شما باشد.

به خصوص وقتی که بطور آگاهانه شروع می کنید به ایجاد رابطه با آنها. شما پیش خود فکر می کنید: "اینها همه تخیلات هست.

ای کاش حقیقت داشت و فرشته ها واقعاً به من کمک می کردند.

 ولی در عوض من کاری عبث انجام می دهم و آنها صحبت های من را نخواهند شنید."

 ما این طرز فکر شما را از طریق قوی کردن بنیه های اعتقادی، اعتمادی و دادن تمرین های مناسب خوب خواهیم کرد.

 اگر اعتقادتان به فرشته ها متزلزل هست، پس از خدا بخواهید که بهتان کمک کند. به او بگویید: "لطفاً اعتقادم را بیشتر کن.

 من خواهان اینم که خودم را از تمام ترسهایی که اعتقادات مرا ضعیف می کنند نجات دهم." جهان همیشه مترصد تحقق بخشیدن به خواسته های الهی و نیک ماست.

صدای فرشته ها همیشه دوست داشتنی و قابل اعتماد خواهد بود.

 حتی زمانی که ما را از خطری که در شرف وقوع است، با خبر می کنند.

به عنوان یک روانکاو آموزش دیده ام تا باور کنم که شنیدن صدا یکی از علائم دیوانگی است.

 هنوز هم شنیدن صدای "خود" درونمان تنها نشانه دیوانگی است.

پیام هایی را که خود درونمان به ما می دهد، رنگ تخریب و تجاوز و بی پروایی و تندی و تیزی دارد.

 به طور مثال، خود درونمان ممکن است ما را متقاعد کند که بازنده هستیم. همین طور، ذهنیتمان را بطور مداوم عوض می کند و می گوید دوشنبه فلان کار را بکن، سه شنبه فلان کار را و چهارشنبه از ما می خواهد کاری کنیم که شاید با دستورات قبلیش کاملاً رو در رو باشد! اگر شما به صدای خود درونتان گوش دهید، زندگیتان پر هرج و مرج و ترسناک خواهد شد.

در عوض، فرشتگان راهنمایی هایشان را روز به روز و صبورانه برای ما تکرار می کنند تا ما آنها را در زندگیمان بکار بندیم. ممکن است، برای مثال، این توصیه فرشته ها را بارها و بارها و یاحتی سالها و سالها بشنوید که به شما میگویند: "تو نویسنده –یا پزشک- بزرگی خواهی شد." یا شاید بارها و بارها از شما بخواهند که مراقب سلامتی تان باشید.

شما زمانی متوجه می شوید که پیامی را که شنیده اید از سوی فرشتگان –و نه خود درونتان- است که آن پیام هماهنگ و نامتناقض، سرشار از عشق و توجه و نه پر ازار و مضر برای شما و خانواده تان باشد.

به هر حال، غیب شنوی تنها یکی از چهار راهی است که ما با آن از وجود فرشته ها بهره می بریم. شاید فرشتگان شما از طریق عکسها و تصاویر ذهنی با شما صحبت کنند. ما این نوع ارتباط را "غیب بینی" می نامیم.

ممکن است پیام فرشته ها از طریق تصاویر لحظه ای که در ذهنتان پدید می آید یا در دنیای خارج آن را می بینید به شما منتقل شود.

پیامهای بصری فرشتگان شاید سمبلیک باشد.

بطور مثال، دیدن ناخودآگاه علامت توقف به معنای این است که در کاری که دارید می کنید شکیبا باشید، درنگ کنید یا آن کار را متوقف کنید. به طور حسی شاید شما پیام این تصاویر را درک کنید.

 مانند اینکه مدال افتخار یا لوح تقدیری را ببینید و به طور غیرارادی احساس کنید که پیروزی در یک قدمی شماست.

اگر در درک پیامهای بصری فرشتگانتان مشکل دارید، ازشان بخواهید تا پیامشان را واضح تر بیان کنند و این درخواست ها را تا آنجا ادامه دهید که موفق به درک کامل پیامشان بشوید.

بعضی اوقات ما کانال های ارتباطی مان با فرشته ها را بدلیل ترس می بندیم. شاید بطور ناگهانی تصویری ناگوار از آینده تان را ببینید که باعث ترستان شود. و شما کانال غیب بینی را با بستن چشم سومتان غیر قابل استفاده می کنید.

یکی از مراجعین من کانال غیب بینی اش را در زمانهای خیلی دور، وقتی که بچه بود بدلیل دیدن تصویر ذهنی طلاق پدر و مادرش در آینده به طور کامل بست.

یکی دیگر از مراجعینم نیز چشم سومش را بدلیل اینکه تصویری از خود را –درآینده- در حال معاشرت با یکی از همکاران متأهلش می بیند، برای همیشه می بندد.

یکی دیگر نیز تلاش می کرد تا یک پیام مستمر الهی را مبنی بر پیدا کردن شغلی دیگر در مکانی جدید نادیده بگیرد.

 چرا که او به خدا برای برآورده کردن نیازهای مادیش در حین دگرگونی شغلی اعتمادی نداشت.

ممکن هم هست که شما این راه ارتباطی تان را به خاطر ترس از آنچه که ممکن هست ببینید، می بندید. به همان اندازه که میل دارید فرشته نجاتتان را در قالب یک انسان ببینید، به همان اندازه هم ترس از دیدن روحی احیاناً ترسناک شما را در استفاده از این نوع ارتباط بی میل کند

. فرشتگان به ترس شما احترام بسیاری می گزارند و تا زمانی که این احساس به شما دست ندهد که ظهور آنها موهبت است نه رنج و عذاب، پیش شما ظاهر نخواهند شد.

راه سومی که از طریق آن راهنمایی های فرشتگان را دریافت می کنیم، راه احساسات و حواس فیزیکی است که ما آنرا "حواس غیبی" می نامیم.

 این کانال ارتباطی توصیه های الهی را از طریق حواس فیزیکی مانند گرفتگی و تنشهای عضلانی صورت، شکم، دست و ارگانهای جنسی به مشتریانش ابلاغ می کند.

آنها به طور حسی معنی خاص این عکس العمل ها را می دانند. کسی که از این حواس آگاهی دارد تغییرات فشاری و دمایی مثلاً اتاق را می تواند دلیل بر خبری مثبت یا منفی از آینده بداند.

هر کدام از حواس پنج گانه ما، یک کانال روحانی هستند.

 افرادی که حواس غیبی دارند، راهنمایی های الهی را از طریق حواس ظریف لامسه، بویایی و چشایی کسب می کنند.

 شاید شما حضور مادربزرگ متوفی تان را از طریق شنیدن عطر مورد علاقه او درک کنید! هم چنین شاید یک فرشته با پراکندن بوی شکوفه های درخت پرتقال، خبر یک عروسی قریب الوقوع را به شما بدهد.

این افراد بسیاری از راهنمایی های آسمانی را از طریق احساسات فیزیکی، تنشهای عضلانی شکم و کتف و کمر دریافت می کنند.

خیلی از این اشراق ها برخواسته از ناحیه شکم مانند لرزشها، گرفتگی ها و شل شدن ماهیچه های شکمی –بر اساس نوع خبر- می باشد. به طور غریزی افراد مسلط بر این کانال ارتباطی معنی این تنشهای عضلانی را سریع تعبیر می کنند و یک فرد باتجربه راهنمایی های بدنی را بدون درنگ در زندگی خود مورد استفاده قرار می دهد.

این افراد، گاهی هم، پیامهای آسمانی را از طریق قلب و احساسات عاشقانه کسب می کنند. اگر فکر انجام کاری سینه شما را با احساسات گرم و شاد متورم می کند، در اصل این یک پیام از سوی خدا و فرشتگانش است. شاید شما فکر کنید: "اگر این واقعیت داشت چه خوب می شد! این فقط یک رویاست." اما آن شادی را که فکرتان برای شما حاصل کرده است، نقشه ای است که شما را به سو ی زندگی که باید داشته باشید هدایت می کند.

و اما راه چهارم ارتباط با فرشتگان را "شناخت غیبی" می نامیم. مردم اغلب دارای این حس هستند و شاید حتی تشخیص نمی دهند که آنها به طور طبیعی اطلاعات دقیق و به تفضیلی را از خدا و فرشتگانش دریافت می کنند.

 شما می توانید از یک همچین فردی سئوالی درمورد آنچه در ذهنتان هست، بپرسید تا چند دقیقه بعد جوابی قابل قبول برای آن به شما بدهد. شاید شما بپرسید: "چگونه این ها را می دانست؟!" و او جواب خواهد داد: "من نمی دانم. تا چند لحظه پیش هیچی در مورد آن نمی دانستم!"

این افراد می دانند بدون آنکه بدانند که چگونه می دانند! از این رو ممکن است که به اعتبار علمشان شک کنند.

 این یک اشتباه است، چون وقتی دانش الهی به ذهن ما وارد می شود در اصل هدیه ای است که می توانیم از آن برای اصلاح زندگی مان و خدمت به جهان استفاده کنیم.

ما همیشه به هر چهار کانال ارتباطی دسترسی داریم. گاهی با تمرین می توانید در کسب پیامهای آسمانی از هر چهار کانال متبحر شوید. در ابتدا مردم برای ایجاد کانال ارتباطی تنها روی یکی از این چهار راه متمرکز می شوند.

به طور طبیعی افراد دید محور تمایل دارند که روی تصاویر ذهنی تمرکز کنند . اگر مایل به شنیدن پیامهای شنیداری هستید پس به صداهای درون و بیرون گوش فرا دهید.

اگر می خواهید بر پیامهای فیزیکی و حسی مسلط شوید، حواس و احساسات فیزیکی شما ابزارهای شما هستند و پیامهای الهی را به شما منتقل می کنند. و اگر شما مشتاق به بهره گیری از افکارتان هستید یا آدمی هستید که به دنبال معانی مخفی شده در وضعیت ها و موقعیت های مختلف می گردید، پس افکارتان را برای راهنمایی هر چه بهتر در زندگیتان بکار بگیرید.





مقاله ای از دکتر دورین ویرچو

 

Doreen Virtue

 

/ 1 نظر / 1213 بازدید
الهه

ممنون از مطلب خوبتون??‍♀️????